تابلوی پژواک

پژواک، تکرار تو تا بی نهایت،و بدینسان است که تو در گذر زمانه گم نمیشوی، تمام نمیشوی . بل وجودت در ذره ذره کائنات متجلی میگردد.
0.0/5 rating (0 votes)
783
تابلوی پژواک

همونروز صبح از سفر برگشته بودیم. یک سفر جهنمی و من بنابه قالب فرهنگ سنتی که در اون شکل گرفته بودم باید ساکت میموندم. بخاطر اینکه زنم.اینجوری یادم داده بودن که تحمل یه وظیفه است و نه چیز دیگه.بدجور دلم میخواست نقاشی کنم ولی انقدر حالم بدبود که سوژه ای به ذهنم نمیرسید.قلم دستم وتخته نقاشی روبروم آماده و منتظر،منم پشت میزکارم خیره به دوردستهاوسوال همیشگی ما آدما: چرا من

که ناگاه صدای خنده های شاد و سرمست دخترای نازم منو از اون هوا خارج کرد. گلهای زندگیمو دیدم که با دامنهای رنگی و موهای مشکی بلندشون تو خونه میرفتن و میومدن. یه چیزیم بگم بهتون، دخترام خیلی خیلی شبیه خومن و این شد بیس اصلی طراحی تابلوی "پژواک" احساس خلاای که امونمو بریده بود محو شد. دخترامو دیدم که انگار انعکاسی از وجود خودم بودن. به خودم گفتم غصه نخور. عوض همه نداشته هات این دو تا گل شاداب رو داری که برات در حکم گنجن.آروم باش و به میوه های زندگیت، به پژواکهای تکثیر یافته وجودت نگاه کن. نگاه کن و شاد باش و قدردان خدای مهربون بابت این گلهای پاک و بی ریا

دیدگاه ها (0)

هنوز دیدگاهی ارسال نشده است

دیدگاه شما چیست؟

  1. ارسال دیدگها به عنوان میهمان
0 کاراکتر
ضمیمه ها (0 / 3)
اشتراک موقعیت مکانی شما