تابلوی شب

کاش میشد به گاه دلتنگی، در دل شب خزید و پنهان شد
0.0/5 rating (0 votes)
880
تابلوی شب

شب

پناهی برای چشمان اشکبار عشاق خسته دل از شماتت بی معرفتان

ملجا دلهای ناآرامی که هیچ آرامی ندارد جز وصال یار

و شاید در گوشه ای دور در میان بوی عود و شمع و نوای عاشقانه سنتور، غرق شدن دو عاشق در آغوش یکدیگر. سیراب شدن از جان یکدیگر، از عشق ممنوعشان، بی توجه به شماتت اسیران منطق.

آری، من شب را اینگونه میبینم. سیاهی نمیبینم. نور میبینم و عشق

 

دیدگاه ها (0)

هنوز دیدگاهی ارسال نشده است

دیدگاه شما چیست؟

  1. ارسال دیدگها به عنوان میهمان
0 کاراکتر
ضمیمه ها (0 / 3)
اشتراک موقعیت مکانی شما