تابلوی بهار

این نقاشی عزیز برای من نماد روییدن و و شدنه
0.0/5 rating (0 votes)
850
تابلوی بهار

وقتی اینکارو انجام میدادم خیلییییییی خوشحال بودم. آخه نتایح کنکور ارشد اومده بود و من..........بووووووووومممممم.............. ترکونده بودم. طبق معمول همیشه که وقتی آدرنالینم میزنه بالا، این فقط نقاشیه که آرومم میکنه، اینبارم بدو بدو رفتم سراغ بساط نقاشیم.

دلم میخواست کاری باشه که روییدن، رشد، امید و در عین حال شادی زایدالوصفی که قلب منو مالامال کرده بود انعکاس بده. باید طرحی میزدم که هیجانم رو باهاش شریک شم وگرنه قلبم میترکید. شاید بگی اینهمه خوشحالی فقط و فقط واسه یه رتبه خوب کنکور!!!!!!!!!!

حق دارید تعجب کنید ولی بهتون میگم داستان چی بود و  علت این حجم از شادی من چه عاملی بود.

جونم براتون بگه که بین لیسانس و فوق لیسانس من چیزی حدود13 سال فاصله افتاده بود و مدیر گروه دانشگاهمون معتقد بودن که من باید به مدت یکسال و روزی11 ساعت زمان بگذارم تا بتونم نتیجه خوبی کسب کنم والا وقت خودمو تلف کنم،( فکر کن بشه با این حجم از وظایف که بعهده یه مادر ایرانیه) خلاصه یکسال و روزی 11 ساعت تبدیل شد به 5 ماه و روزی نهایتا4 ساعت.تبدیل شده بود این داستان به یکجور چلنج واسه من که به بقیه ثابت کنم که من وقتمو تلف نمیکنم و به هر هدفی که اراده کنم خواهم رسید.

حالا قبول دارید حق داشتم انقدر زیاد ذوق کنم.

دیدگاه ها (0)

هنوز دیدگاهی ارسال نشده است

دیدگاه شما چیست؟

  1. ارسال دیدگها به عنوان میهمان
0 کاراکتر
ضمیمه ها (0 / 3)
اشتراک موقعیت مکانی شما